تبليغاتX
طفل 33ساله - ليزينگ و مدیریت ریسک های استراتژيك
وبلاگ شركت ليزينگ صنعت و معدن حاوي مقالات، دست‌نوشته‌ها و اخبار پيرامون صنعت ليزينگ و مالي

1- مقدمه

ریسک­های استراتژیک می­توانند بطور جدی استراتژی و راهبرد یک سازمان و یا بدتر از آن، وجود خود سازمان را به مخاطره بیاندازد. این ریسک­ها نه فقط شامل ریسک­های تجارتی مثل تصمیم به اجرای یک استراتژی سرمایه­گذاری مهم، بازاریابی و یا حتی تولید محصول و ارائه خدمت جدید هستند، بلکه ریسک­ها و مخاطرات واقعی مثل وقوع سوانح مهم در سازمان، آلودگی محیط زیست و حتی جاسوسي صنعتی و اطلاعاتي را نیز در بر می­گیرند، كه از طریق اعمال مدیریت صحیح می­توان وقوع سوانح و خطرات احتمالی و ریسک­هاي وابسته به آنها را طوری کنترل کرد که هم احتمال وقوع و هم در مواقع لزوم، اثرات واقعی خرابی­ها و ضررهای ناشی از آن را کاهش داد.

امروزه در كشور ما نيز سازمان­هاي متنوع در فعاليت و اندازه، همراستا با اکثر سازمان­های جهاني، بطور نسبی اقدام به شناسايي، ارزیابی و كنترل و به­عبارتي مديريت ریسک­های وابسته و غير وابسته به صنعت خود می­کنند و آن را جزيی از برنامه رشد و شکوفایی سازمان خود قرار داده­اند، كه اين خود لزوم اهميت دادن شركت­هاي ليزينگ به موضوع مديريت ريسك­هاي استراتژيك، با توجه به انواع سوانح و مخاطراتي كه با آن روبرو خواهندبود، را به خوبي بيان
مي­كند.

2- سوانح و ریسک­های وابسته به آنها

سوانح و خطرات، شرایطی هستند که به صور گوناگون، سازمان­ها را با قابلیت پذيرش ضرر و زيان در قبال آنها مواجه مي­سازند. یک سازمان ممکن است بوسیله مجموعه­ای (يا يكي) از اتفاقات کوچک و بزرگ دچار آسیب شود. این ضررها ممکن است مربوط به سلامت کارکنان، ايمني و عملكرد ماشین­آلات، تجهيزات یا کل تأسیسات یک کارخانه، محیط زیست، محصول، دارایی­های مالی و يا اطلاعات باشد و نیز می­تواند دارایی­های غیرمشهود يك سازمان مثل لطمه زدن به اعتبار و حيثيت آن را شامل شود.

اثرات این ضررها ممکن است باعث وقفه در فعالیت تجاری، از بین رفتن موجودی انبار، از دست دادن اعتبار و حيثيت نزد جامعه و مشتریان، از دست دادن بازار و از بين رفتن روحیه در کارکنان باشد.

تمام این­ها بطور مستقیم و یا غیرمستقیم باعث ضررهای مالی هنگفت برای سازمان خواهد شد. در ایران نیز شاهد مواردي از سوانح و ریسک پذیری و ضررهاي سازمان­هاي ايراني بوده­ایم. در سال 1374، سقوط هواپیمای شرکت هواپیمایی آسمان بر فراز کوه­های کرکس، علاوه بر دردسرهایی که برای مدیریت این سازمان ایجاد کرد، منجر به پرداخت غرامتی بالغ بر ۱۵میلیون فرانک فرانسه (حدود یک میلیارد تومان) به ۶۰ نفر از قربانیان این سانحه گردید.

3- تعريف ريسك و مديريت ريسك

ریسک، شامل ابعاد احتمالی قرار گرفتن در معرض یک سانحه، تکرار و طول مدت سانحه است و احتمالات حادث شدن یک واقعه را خواسته یا ناخواسته در نظر می­گیرد. از اين رو ریسک را می‌توان به صورت رویداد‌های غیر منتظره که معمولاً به صورت تغییر در ارزش دارایی‌‌ها یا بدهی‌‌ها می‌باشد، تعریف کرد.

مدیریت ریسک، کاربرد سیستماتیک سیاست‌های مدیریتی، رویه‌ها و فرآیندهای مربوط به فعالیت‌های تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک می‌باشد. مدیریت ریسک عبارت از فرآیند مستندسازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده و شناسایی و به‌کارگیری معیارهایی است که می‌توان از آنها جهت رساندن ریسک تا سطحی قابل قبول استفاده کرد.

در منابع مختلف، تعاریف دیگری نیز از مديريت ريسك ارائه شده‌است كه در ادامه به ذكر برخي از آنها مي­پردازيم.

مؤسسه مدیریت پروژه، در راهنمای خود در مورد کلیات دانش مدیریت پروژه (نسخه سال ۲۰۰۰)، برای فرآیند مدیریت ریسک پروژه شش فاز را معرفی کرده‌است: ۱) برنامه­ریزی مدیریت ریسک، ۲) شناسایی، ۳) تحلیل کیفی ریسک، ۴) تحلیل کمّی ریسک، ۵) برنامه­ریزی پاسخ ریسک و ۶) نظارت و کنترل ریسک.

کلیم و لودین، برای مدیریت ریسک یک فرآیند چهار مرحله‌ای را معرفی کرده‌اند (شناسایی، تحلیل، کنترل و گزارش) که در موازات چهار قدم معروف دمینگ در مدیریت پروژه (برنامه ریزی، اجرا، بررسی و عمل) قرار می‌گیرند.

کرزنر، مدیریت ریسک را به صورت فرآیند مقابله با ریسک تعریف کرده و آن را شامل مراحل چهارگانه زیر می‌داند: ۱) برنامه­ریزی ریسک، ۲) ارزیابی (شناسایی و تحلیل) ریسک، ۳) توسعه روش­های مقابله با ریسک و ۴) نظارت بر وضعیت ریسک­ها.

4- ریسک تجاری و غیرتجاری

بنگاه‌‌ها در معرض انواع مختلف ریسک قرار دارند که به طور کلی می‌توان به دو دسته "ریسک‌ تجاری[1] " و "ریسک غیرتجاری" تقسیم کرد.

ریسک‌های تجاری آنهایی هستند که از دید بنگاه ایجاد مزیت رقابتی و ارزش افزوده برای سهام‌داران می‌کنند. ریسک تجاری به بازار محصول و خدماتي که یک بنگاه در آن فعالیت می‌کند مربوط می‌شود. این بازار شامل نوآوری‌‌های فنآوري و اطلاعاتي، طراحی محصول و خدمات، و بازاریابی می‌شود. نسبت عملیاتی (نسبت هزینه‌‌های ثابت به هزینه‌‌های متغیر) هم یک متغیر مهم محسوب می‌شود. پذیرش منطقی ریسک تجاری، یک مزیت رقابتی در هر کسب و کاری محسوب می‌شود.

ریسک‌های مالی[2] ، بخشی از ریسک‌های تجاری محسوب مي­شوند، كه مي­توان از آنها به ریسک‌هایی تعبیر كرد که مربوط به سقوط در بازار‌های مالی مي­شوند، مانند ضرر‌های ناشی از تغییر نرخ بهره و یا تغییر قیمت سهام.

ریسک­هاي عملیاتی[3] كه عموماً ناشی از اشتباهات انسانی یا اتفاقات و خطاهاي تکنیکي، تقلب (موقعیتی که معامله‌گر‌ها اطلاعات غلط[4] می‌دهند)، اشتباهات مدیریتی و کاستی کنترل می‌گردند، نيز از ديگر بخش­هاي ريسك تجاري مي­­باشد. ریسک‌های عملیاتی ممکن است منجر به ریسک‌های اعتباری و بازار شوند. به عنوان مثال یک اشتباه انساني يا تكنيكي در عمليات ليزينگ مانند عدم كنترل و بررسي كافي بر روي مشتري، ممکن است ریسک اعتباری و عدم بازپرداخت تعهدات طرف قرارداد ليزينگ را موجب شود.

ریسک اعتباری[5] ،ريسكي است که از نكول (قصور) طرف قرارداد، یا در حالتی کلی‌تر ریسکی است که از «اتفاقی اعتباری» به وجود می‌آید. ریسک اعتباری از این واقعیت نشأت می‌گیرد که طرف قرارداد، نتواند یا نخواهد تعهدات قرارداد را انجام دهد. ضرر‌های ناشی از ریسک اعتباری ممکن است قبل از وقوع نکول واقعی طرف قرارداد رخ دهند. ریسک اعتباری یکی از مهم‌ترین عوامل تولید ریسک در بانک‌ها و مؤسسات مالی (نظير ليزينگ) است. این ریسک از این جهت ناشی مي‌شود که دریافت‌کنندگان تسهیلات توانایی بازپرداخت اقساط بدهی خود را به شركت­ ليزينگ نداشته باشند.

از ديگر انواع ريسك تجاري مي­توان به ریسک قرارداد[6] اشاره نمود كه زمانی مطرح می‌شود که یک معامله (مانند قرارداد ليزينگ) از نظر قانونی قابل انجام نباشد. ریسک قرارداد در کل با ریسک اعتباری مرتبط است زیرا طرفین معامله در صورت زیان در یک معامله به دنبال بستر قانونی برای زیر سؤال بردن اعتبار معامله می‌گردند. ریسک قرارداد که "ریسک حقوقي" نیز نامیده می‌شود، یکی از ریسک‌های اثرگذار بر فعالیت شرکت‌ها است. دو عامل مهم در ميزان ریسک حقوقی تأثیرگذار هستند، عامل اول، نوع و ساختار قوانین، روند قانونگذاری، و همچنین تغییرات قوانین مي‌باشد. عامل دوم، روابط حقوقی بین بانک و مؤسسات مالي (نظير ليزينگ) و اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با بانك و مؤسسه مي‌باشد.

ریسک نقدینگی[7] ، از ديگر بخش­هاي ريسك تجاري، دارای دو گونه «ریسک نقدینگی دارایی» و «ریسک نقدینگی تأمین مالی» می‌باشد. ریسک نقدینگی دارایی، که با نام "ریسک نقدینگی بازار‌ـ محصول" هم شناخته می‌شود، زمانی ظاهر می‌شود که معامله با قیمت پیش‌بینی‌شده قابل انجام نباشد (به دلیل تغییر وضعیت نسبت به زمان معامله عادی). این ریسک در بین گونه‌‌های دارایی‌‌ها و در زمان وابسته به شرایط بازار تغییر می‌کند. بعضی دارایی‌‌ها مانند ارز‌های اصلی یا اوراق قرضه، بازار‌های عمیقی دارند و در اغلب مواقع به راحتی با نوسان کمی در قیمت، نقد می‌شوند اما این امر در مورد همه دارایی‌ها صادق نیست.

در مورد بانک‌ها، ریسک نقدینگی به دلیل کمبود و عدم اطمينان در ميزان نقدینگی بانک ایجاد مي‌شود. حالت دیگری که باعث افزایش ریسک نقدینگی مي‌شود این است که بازارهایی نظير ليزينگ که منابع بانک در آن‌ها قرار دارد، دچار کمبود نقدینگی شوند. ریسک نقدینگی با سایر ریسک‌های مالی مختلط است و به همين دلیل سنجش و کنترل آن با دشواری روبرو است.

ریسک نقدینگی تأمین مالی، که "ریسک جریان وجه نقد" هم نامیده می‌شود، به عدم توانایی در پرداخت تعهدات بر می‌گردد. این موضوع مخصوصاً برای پرتفو‌‌هایی که متوازن شده‌اند و متعهد به پرداخت حاشيه سود به طلب‌کاران هستنند معضل مهمی است. در واقع اگر ذخیره وجه نقد کافی نباشد، ممکن است در شرایط سقوط ارزش بازار نیاز به پرداخت وجه نقد وجود داشته باشد که منجر به نقد کردن اجباری پرتفو در قیمت پایین می‌شود. این چرخه ضرر‌ها که با حاشیه سود تعهدشده شدیدتر می‌شود، گاهی به مارپیچ مرگ تعبیر می‌شود.

ریسک تأمین مالی با برنامه‌ریزی مناسب جریان وجه نقد کنترل می‌شود. محدود کردن شکاف جریان وجه نقد، متنوع کردن و در نظر گرفتن منابع مالی جدیدی برای پر کردن کسری نقدینگی نقش مهمی در کنترل ریسک نقدینگی دارند.

سایر ریسک‌هایی که بنگاه بر آنها کنترلی ندارد، گروه ریسک‌های غیرتجاری را تشکیل می‌دهند. این گروه شامل ریسک‌های استراتژیک می‌شوند که نتیجه تغییرات بنیادی در محیط قانوني، سیاسی و اقتصادی و در سطوح ملي و بين­المللي هستند. فعالیت‌‌های تجاری همچنین با ریسک‌های اقتصاد کلان سر و کار دارند که ناشی از چرخه‌‌های اقتصادی و نوسان درآمد و سیاست‌‌های پولي است.

ریسک نرخ ارز[8] را مي­توان از بخش­هاي ريسك غير تجاري محسوب كرد، كه به دلیل تغییرات نرخ ارز روی مي‌دهد. اهميت این ریسک هنگامي افزایش مي‌یابد که بخش قابل توجهی از پرتفوی شرکت متشکل از یک ارز و یا ارزهای گوناگون بر اساس وضعیت بازار (سبد ارزی) باشد. حالت دیگری که باعث ایجاد ریسک نرخ ارز مي‌شود هنگامي روی مي‌دهد که بانک، مبادلات ارزی قابل توجهی داشته باشد و یا اینکه در مورد بانک‌ها، سپرده‌های ارزی دریافت نموده و همچنین تسهیلات ارزی پرداخت نماید. شركت­هاي ليزينگي كه به فعاليت در حوزه ليزينگ مرز گستر[9] فعاليت مي­نمايند، بيشتر در معرض ريسك نرخ ارز قرار مي­گيرند.


 

5- ریسک سیستماتیک و­ غیرسیستماتیک

ریسک بازار[10] در اثر نوسانات قیمت دارایی‌ها در بازار ایجاد می‌شود. اشخاص حقیقی و حقوقی دارایی‌های خود را به صورت‌های مختلف مانند پول نقد، سهام، اوراق قرضه، مسکن، طلا و سایر دارایی‌های با ارزش نگهداری می‌کنند. تمام این دارایی‌ها در معرض تغییرات قیمت قرار دارند، و این نوسانات قیمتی مداوم، عامل اصلی ایجاد ریسک بازار هستند. ریسک بازار که یکی از عوامل اصلی ایجادکننده ريسك می‌باشد، به همراه ریسک اعتباری نقش اصلی را در اکثر ورشکستگی‌ها ایفا می‌کنند. بحران‌های پیاپی و پیوسته مالی ناشی از ریسک مالی که در دو دهه اخیر در مقاطع مختلف در سطح جهان روی داده‌اند، لزوم مدیریت یکپارچه و کمی ریسک مالی با تمرکز بر ریسک بازار و ریسک اعتباری را بیش از پیش مطرح ساخته‌اند.

کل ریسک بازار را می­توان به دو دسته کلی ریسک سیستماتیک[11] و ریسک غیر سیستماتیک[12] تقسیم نمود.

ریسک سیستماتیک يا ريسك عمومي، ناشی از تحولات کلی بازار و اقتصاد بوده و تنها مختص به بنگاه و صنعت خاصی نمی­باشد. به بيان دیگر ریسک سیستماتیک در اثر حرکت­های کلی بازار به وجود می­آید. شاخص بتا[13]، شاخصی برای اندازه­گیری همنوایی حرکت یک شرکت با کل بازار و یا شاخصی برای اندازه­گیری ریسک سیتماتیک است.

ریسک غیر سیستماتیک يا ريسك خاص، ریسکی است كه از خصوصيات خاص بنگاه و صنعت از جمله نوع محصول يا خدمت، ساختار سرمایه سهامداران عمده و غیره ناشي می­شود. ريسك اعتباري (ريسك نكول)، ريسك نرخ بهره، ريسك نرخ ارز، ريسك نقدنگي و ... .

طبق نظریه­های علمي با پُر گونه­سازی سبد سهام (قرار ندادن تمام تخم مرغ­ها در يك سبد)
می­توان ریسک غیر سیستماتیک را از میان برد و يا كم اثر نمود، ولیکن ریسک سیستماتیک همچنان باقی می­ماند.

6- ریسک­های وابسته و غير وابسته

ریسک­های سازمانی را به دو دسته دیگر نیز می­توان تقسیم کرد. یکی ریسک­هایی که مربوط به صنعت خاصی می­باشند (ريسك­هاي وابسته) و دیگری ریسک­هایی که به صنعت خاصی مربوط نبوده، کل صنايع و سازمان­ها و به عبارتي كل بازار، با آن مواجه است (ريسك­هاي غير وابسته).

بطور مثال، اگر نرخ بهره بانکی در یک کشور دچار تغيير شود و یا در پول رایج یک مملکت، نسبت به ارزهای خارجی نوساناتی ایجاد شود، کلیه سازمان­ها را در بر می­گیرد و فقط مختص به صنعت خاصی نخواهد بود. ولی اگر بطور مثال برای حفاظت از محیط زیست و جلوگيري از گسترش روزنه در لایه ازون در جو، محدودیتی در مورد استفاده از گازهایC.F.C  ایجاد گردد. این محدودیت تنها برای صنایعی ایجاد مشكل و مواجهه با ريسك مي­نمايد، که در تولید محصولات خود از اين گاز استفاده می­کنند. از اين رو «مدیریت ریسک» باید هر دو گروه از ریسک­ها (وابسته و غير وابسته) را به خوبی بشناسد و درصدد برطرف کردن آنها برآيد.

منابع:

-        تارنماي مقالات علمي ايران به نشاني www.articles.ir

-        تارنماي ويكي پديا، دانشنامه آزاد به نشاني www.fa.wikipedia.org/wiki


[1] - Business Risk

[2] - Financial Risk

[3] - Operational Risk

[4] - Adverse Selection

[5] -Credit Risk

[6] - Contract Risk

[7] -Liquidity Risk

[8] - Exchange-rate Risk

[9] - Cross-border Leasing

[10] - Market Risk

[11] - Systematic Risk

[12] - Unsystematic Risk

[13] - استفاده از شاخص بتا به عنوان یکی از شاخص‌های سنجش ریسک از دهه ۱۹۸۰ به بعد رایج شده است. برای توضیح ضریب بتا و تعیین روابط محاسباتی آن، باید خط مشخصه (Characteristic Line) را مورد بررسی قرار دهیم. این خط، رابطه روند بازدهی یک سهم با روند بازدهی شاخص بازار را تعیین می‌کند. معادله کلی خط مشخصه که یک خط رگرسیونی است به صورت ذیل نشان داده می‌شود:        

ri = αi + βi rm + ei

که در آن، ri متغیر وابسته و نماینده روند بازدهی سهم می‌باشد. rm متغیر مستقل و نماینده بازدهی بازار می‌باشد. βi در معادله فوق، شیب خط رگرسیون است که نشان دهنده تغییرات نرخ بازدهی سهم در مقابل تغییرات بازار است. ضریب بتا برای یک سهم از رابطه زیر نیز قابل محاسبه است:

βi = COV (ri , rm) / σ2(rm)

ضریب بتا معیاری برای محاسبه ریسک سیستماتیک است و می‌تواند به عنوان شاخصی برای رتبه‌بندی ریسک دارایی‌های مختلف قرار گیرد. در صورتی که ضریب بتا برای یک دارایی بیشتر از یک باشد، نوسانات بازدهي آن سهم بیشتر از نوسانات بازار خواهد بود و به آن دارایی پرریسک گفته می‌شود. به عکس دارایی‌های با ضریب بتای کمتر از یک، به مفهوم نوسانات کمتر از نوسانات بازار است و به آن دارایی کم‌ریسک گفته می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 12:46  توسط محمدرضا فراهاني  |